سينمای ايران به دو دوره تقسيم میشود: دورهی قبل از مسعود كيميايی و بعد از مسعود كيميايی. بعد از موفقيّت مهمّ فيلم «قيصر» كه توانست مردم را به سينما بكشاند و فروش فوقالعادهای كرد، تهيّهكنندگان حاضر شدند به كارگردانان نسل جوان همدورهای كيميايی كار بدهند يعنی داريوش مهرجويی، ناصر تقوايی و ديگران. كيميايی امروز بعد از 30 سال در مصاحبهی اخيرش جواب منتقدان را داد كه چرا مثل «قيصر» و «گوزنها» فيلم نمیسازد.
امروز با صميمیّت و صداقت گفته است كه دوران فيلم «قيصر» و «گوزنها» برای من به پايان رسيده است.
به قول «سزان» نقّاش كه میگفت من تمام عمر فقط يك سيب را نقاشی كردم، فيلمهای كيميايی گزارشی از ايّام است و اين مهمّترين نكتهی فيلمهای اوست. او به قول ابراهيم گلستان تنها كارگردانی است كه در سينمای ما با استادی فراوان میتواند هنرپيشهها را رهبری كند.
سه يا چهار ماه وقت نمیگذارد و هنرپيشه را خسته و فرسوده نمیكند تا بتواند از او بازی بگيرد هر اتّفاقی كه در بازی میافتد هنگام فيلمبرداری است. اگر هنرپيشههای فيلمهای كيميايی بازی درخشان دارند به اين دليل است كه آنها آن ديالوگهای دلاويز را هجا میكنند و میگويند.
ديالوگهای كيميايی را هر كس كه بگويد، حتّی كسی كه برای اوّلين بار جلو دوربين میآيد به دليل آن زيبايی و آن جلال و شكوه ديالوگها، بازی خوبی ارائه خواهد داد. يادمان باشد كه كيميايی در 24 فيلم سناريست خود بوده است و از كسی وام نگرفته است و رمان جسدهای شيشهای نشان میدهد كه او نويسندهی بزرگ و خلاقی است.
من بارها گفتهام و باز هم میگويم در كار هنریام كه شعر است فقط با مسعود كيميايی مسابقه دارم. 40 سال است كه مدام در كنار هم بودهايم حتماً و بلاشك مرگ ما را از هم جدا خواهد كرد و آرزو دارم و نمیخواهم كه مرگ او را ببينم و چهارشنبه صبح، ششم تير 1386 قرار همهی ما در سينماهايی است كه فيلم «رئيس» را نشان میدهند؛ همهی ما به اين ضيافت خواهيم رفت.
برگرفته از:
«ومرگماراازهمجداخواهدكرد...»، یادداشتاحمدرضااحمدیدرروزنامهیهممیهن، چهارشنبه6تیر86.