تبليغاتX
درباره‌ی‌احمدرضااحمدی
به‌روزرسانی‌وانتخاب‌●‌پژمان‌الماسی‌نیا
خبرهای‌مرتبط
پیوندهابه‌ترتیب‌الفبا
پشتیبانی‌پایگاه‌
ادامه‌ی‌سخنان"احمدرضااحمدی"درباره‌ی‌‌گروه«طرفه»
 

سال 1343 بود كه گروه طرفه تشكيل شد. در آن روزگار با پول اندكی می‌توانستيم كتاب‌های خود را چاپ كنيم. ناشران ما را جدّی نمی‌گرفتند. همه‌ی ما دربه‌در بوديم. نادر ابراهيمی سرانجام در بانك عمران شعبه‌ی هتل هيلتون حسابدار شد. گاهی در هيلتون به من شام می‌داد. زود ازدواج كرد و من شاهد عقد او بودم. گفت دختری معلّم و مهربان را يافته‌ام. مهرداد صمدی نمی‌خواست زير يوغ كارمندی برود، امّا سرانجام تسليم شد و سر از كتابخانه‌ی جلب سياحان در آورد. نوری‌علا در فرودگاه مهرآباد تهران كاری يافته بود كه بيش‌تر شب‌کار بود. زندگی، همه‌ی ما را از هم جدا كرد. من و سپانلو از گروه صنعتی بهشهر سر در آورديم. در بخش تبليغات، سياوش كسرايی در گروه صنعتی بهشهر رئيس من بود. روزها در اداره با هم قهر می‌کرديم و بعدازظهرها در پايان كار اداری آشتی می‌کرديم. جعفر والی و كامران شيردل هم بودند.


برگرفته از:
كتاب‌ماه‌ادبيّات‌وفلسفه، گفت‌وگوبااحمدرضااحمدی، خرداد1383

 

از احمدرضااحمدی درباره‌ی «وقت‌خوب‌مصائب»
 

خوش‌حالم كه به ياد من بودند. اين اثر، فردا مدرك مستندی از زندگی من است. در اين شرايط كه كسی به شعر فكر نمی‌کند او، ناصر صفاريان، دو سال عمر، وقت و پولش را روی اين كار گذاشته است و من از او تشكّر می‌کنم.


برگرفته از:
پایگاه‌اینترنتی‌میراث‌فرهنگی، خبرگزاری‌میراث‌خبر، شهریور1384

 

از"احمدرضااحمدی"درباره‌ی‌راه‌اندازی‌گروه«طرفه»(‌یکی‌ازجریانات‌تأثیرگذارادبی)
 

طرفه يك گروه ادبی بود. من بودم، نادر ابراهيمی، مهرداد صمدی، اسماعيل نوری‌اعلا، محمّدعلی سپانلو، غفار حسينی، اكبر رادی، جعفر كوش‌آبادی، مريم جزايری و جميله صمدی. فكر تشكيل گروه طرفه از مهرداد صمدی بود كه تازه از لندن برگشته بود. اوّلين كتاب‌هايی كه توسط طرفه چاپ شد. كتاب «روزنامه‌ی شيشه‌ای» من بود و «چهار كوارتت» اليوت به ترجمه‌ی مهرداد صمدی. بعدها كتاب «افول» اكبر رادی بود. دو شماره جُنگ هم چاپ شد. شماره‌ی اوّل با كوشش من و مهرداد صمدی بود. مقدمه‌ی شماره‌ی اوّل را من نوشتم كه امضا نكردم. شماره‌ی دوم را نوری‌اعلا چاپ كرد. محمود كيانوش كه در آن روزگار در مجله‌ی سخن دكتر خانلری مشغول بود، گروه ما را مسخره كرد، كم‌کم عمر طرفه به پايان رسيد. زندگی و روزگار، هر كسی را به دنبال كاری فرستاد.


برگرفته از:
پایگاه‌اینترنتی‌میراث‌فرهنگی، میراث‌خبر، گروه‌یادداشت‌ومقاله، اردیبهشت1385

 

دونمونه‌ازطنز"احمدرضااحمدی"به‌نقل‌ازعمران‌صلاحی
 

«احمدی می‌گفت:
اون وقتی که ما جوان بوديم پيرها مطرح بودند، الان که پير شديم جوان‌ها مطرح‌اند.
يا يک‌بار گفت:
از وقتی مرگ‌ومير زياد شده، در بهشت‌ زهرا گورهای دو سه طبقه ساخته شده،
قرار است برای اين گورها اف‌اف نصب کنند تا صاحب مُرده‌ها بتوانند با طبقه‌ی مُرده‌ی خودشان تماس برقرار کنند.»


برگرفته از:
گفته‌های‌عمران‌صلاحی‌درنشست‌کتاب‌ماه‌ادبیّات‌وفلسفه‌باعنوان‌کارنامه‌ی‌یک‌شاعر
که‌به‌بررسی‌شعر"احمدرضااحمدی"‌اختصاص‌داشت.

 

بخش‌های‌موجوددرپایگاه

copyright © all rights reserved by ahmadreza-ahmadi.blogfa.ir